صائن الدين على بن تركه
179
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
در اين چهار چيز درج است كه فرموده ، هركه او فهم آن تواند كرد . حديث دوم : « عن عايشه - رضى اللّه « 1 » عنها - قالت ، قال رسول اللّه - صلى اللّه عليه و سلم - من أحدث فى أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد » . اين حديث هم در صحيح بخارى و هم در صحيح مسلم هست كه روايت از عايشهء صديقه مىكنند « 2 » - رضى اللّه عنها - كه حضرت رسالت مىفرمايد كه : هركس كه چيزى نو درآورد در ميان كار ما و دين اسلام كه نه از آنها باشد كه ما گفته باشيم ، آن چيز بد است يا آن كس مردود است يعنى دور كرده شده است و از راه گشته ، هر دو توجيه كردهاند علما . حديث سوم : « عن العرباض بن سارية ، قال : صلى بنا رسول اللّه - صلى اللّه عليه و سلم - ذات يوم ثم أقبل علينا بوجهه ، فوعظنا موعظة بليغة ذرفت منها العيون و وجلت منها القلوب ، فقال رجل : يا رسول اللّه كان هذه موعظة مودع « 3 » فأوصينا . فقال : اوصيكم بتقوى اللّه و السمع و الطاعة و ان كان عبدا حبشيا فانه من يعش منكم بعدى ، فسيرى اختلافا كثيرا « 4 » فعليكم بسنتى و سنة الخلفاء الراشدين المهديين ، تمسكوا بها و عضوا عليها بالنواجد و اياكم و محدثات الامور فان كل محدث بدعة و كل بدعة ضلالة » . اين حديث امام احمد حنبل روايت مىكند و ترمذى و ابن ماجه و ابو داود . و ترجمهاش اين است كه : حضرت رسالت امامت كرد و نماز با ما گزارد و بعد ازآنرو بما كرد و وعظ فرمود ما را و پند داد پندهاى سخت چنانچه چشمها از آن پند گريان شد و دلها همه ترسان و لرزان پس مردى از آن ميان گفت كه اى رسول خداى گوييا كه اين پند دادن كسى است كه وداع كند ، چون چنين است وصيتى كن ما را ، بعد از آن فرمود وصيت مىكنم شما را به تقواى خدا و پرهيزكارى او و شنودن كلام او و فرمانبردارى گماشتهء او و اگرچه بندهء
--> ( 1 ) - م 2 : عايشه رضيها . ( 2 ) - م 2 : مىكنند كه . ( 3 ) - دم : هذه مودع . ( 4 ) - دم : كثيرة .